آه زندگی چه نکبت عظیمی است . مردی الاغ پیری را تازیانه می زد . نیچه با الاغ گریست و چند ماه بعد هم در تیمارستان جان داد .آری نیستی راز حیات است . گویی هیچ نیست...
کارتون های خالی غروب
-
از وارونه کلید که می گذرم، لبخند می زند. می گوید:
I'm very miss you_
Me too_
برای او فقط کلمه "Miss" است و برای من معنا و عمقی که در زبان فارسی می یابد....
فصل عشق
-
در فصلی که هــوا لطیف و عــالی ست
فصلی که فصل عشق و فارغبالی ست
وقتی بـــاران به شیشه هــــا می کـوبد
در آغـــــوشم چقدر جـــایت خالی ست
-----...
شهرام شیدایی درگذشت...
-
شهرام شیدایی شاعر و مترجم در سن ۴۲ سالگی و به دلیل ابتلا به بیماری سرطان
مری، بعد از تحمل بیماری طولانی مدت، دوم آذر ماه ۱۳۸۸، درگذشت. شیدایی در
دوران بیما...
-
...زن روايتي است در دستان مرد
اگر سياسي كه نه كمي سکسی باشد
زير نفس مازوخيستي چانه ات
كهHi ,hi گريه ميكند هيتلري با هزاران نازي كه ناز مي كشد ناز بالش مر...
-
*بنویس ما غمگینیم*
* شهرام رفت خدایا مواظبش باش!*
*درست پنج ماه پیش بود اردشیر رستمی زنگ زد و گفت:*
*- عباس معروفی می خواهد برای شهرام در آلمان جشن تول...
تذکرهٔ دوش
-
دوش به رسم مالؤف و به عادت مسبوق سرمان به عبادت و نیایش گرم بود که ناگاه یکی
از فرشتهگان قرب الهی، SMS ای روانهٔ درگاه نمود که " بزن کانال ۴، مولانا
گاب...
-
*شعر عباس صفاري در مجموعهي «فيلمهاي شاعرانه»* *خبرگزاري دانشجويان ايران -
تهران سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات*
*------*
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري...
مدرنیسم
-
این عبارت به فرهنگ ادبی، هنری و عمومی نیمهی نخست قرن بیستام اشاره دارد.
مدرنیسم با رویبَرتابی آن از سنتهای ادبی پیشین بهویژه سنتهای اواخر قرن
نوزده...
شعری از بامداد بزرگ و چند شعر از خودم
-
تقدیم به این روزهای خون و سرب
عاشقان ، سرشکسته گذشتند
شرمسار ِ ترانه های ِ بی هنگام ِ خویش
و کوچه ها ، بی زمزمه ماند و صدای پا.
سربازان شکسته گذشتند...
-
هر لحظه جایی منفجر می شود
زیرشیروانی همیشه یک نفر راه می رود
زیر درختان سایه ای مچاله می شود
کوچه نفس هایش را حبس میکند
می ترکد جناغ سینه ام
عربده ...
سلامت باشید آقای ریچی عزیز
-
*از وبلاگ دیوید بوردول و کریستین تامپسون: *
*
*اگر کتابی در مورد سینمای ژاپن خواندهاید یا به تفسیری در [مجموعهی]
کرایترین گوش کردهاید، شاید با نظراتش آ...
-
*برای (ز) و (ن) و لاک پشت کوچکشان که یک روز از صبح تا شب نم نم و به تلخی جان
داد.*
*چه قدر دیر لاک پشت ها را فهمیدم.*
*حالا که همه مرده اند*
*من مانده...
-
بیشترِ آنهایی که دربارهاش گفتهاند و نوشتهاند، انگار نخواستهاند باور
کنند که "فرانسوا"، اینجا از همیشه عاشقتر است: جهشِ او در "اتاقِ سبز"
آنقدر بزر...
شبانه...
-
چه دردیست
وقتی آلت تردید
در ماتحت رویا
فرو می رود
بی که دستی حتی
برف پستانش را ذوب کند
به گرمای بوسه ای....
نه این عشق بازی
نه به عشق است
...
جن مانیا 1
-
* *
* *
* *
* سلام*
*جدیدا افرادی به جای بنده برای دیگران کامنت می گذارند که جای تاسف دارد *
*قابل ذکر است این افراد بین جمع من و دوستانم تقریبا شن...
همایش حافظ
-
*در کوچه باغ پر از رنگ وخاطره پاییزی که نوزده روز از **مهرماه ۱۳۸۸ را ورق می
زند انجمن ادبی خط فاصله **در تالار شهید باکری همایش حافظ را برگزار می کند*
*...
(بدون عنوان)
-
مثل پرچمی بالای پشت بام های شهر
اندامش از بادهای شهریور
و تابِ پیراهنم روی بندِ رخت
اندامش به شاخه های درخت
تکان می خورْد
از میان تمام روزهایی که یا...
-
حالم خوب نيست (معلوم نيست؟) مصالح جنگی کم دارم و نمیخواهم به مصالحه
بيافتم... میخواهم تغيير کنم آنقدر که منحرف شوم، به انحراف که رسيدم خبر
میدهم به ه...
فی البداهه
-
ما دوان دوان آمدیم از پشت باغهای گیلاس بزنیم و بعد از درو زدن رودخانه بیفتیم
گل راه اصلی . فکر کردیم زود می رسیم . ما آنجا را می شناختیم اما نه مثل کف
دست ...
تشاعرات
-
كسي بود مسيج زد سهراب!
*وبعد...*
به راه افتاد پله ها سلام!
من نوشتم :
به راه افتاد پله ها خداحافظ!
مي دوید روي خطوط خيابان ها
در دودترین آزا...
جایزه نیما
-
**
مراسم اهدای جوایز و معرفی برگزیدگان جایزه نیما بعد از تعویق بوجود آمده ، با
همکاری نشر چشمه در سلسله نشست های شب های شعر چشمه درروز شنبه 27 تیرما...
عرصه ترور و تقاضا
-
عرصه ترور و تقاضا
کیهان سمیعی
به هرکجا که میروم جهان به جایی که از آن جا آمده ام میدود.
دیگر به هیچ منجی آسمانی که بخواهد از کانال های تلویزیون بیرون ...
دهنم را کج کردم... سرویس
-
با لنج ها لج کرده ام
با جا پای خرچنگ که پاهایم مرگ را لی لی می کرد
توپ که می شوم ، شهر لای برجهایش مرا یک دو می کند
تا آخر برج آنقدر فیش دارم که برای رف...
ايران بازار
-
نرم افزار آموزشي ورزشي هنري بانوان کودکان درسي دانشگاهي کامپيوتر فني
مهندسي مذهبي متفرقه آموزش زبان عربي انگليسي فرانسه آلماني ايتاليايي
اسپانيا...
فیل تر رینگ
-
فیل ِ من در هوای این نقطه از زمین
چُس های فیلتر نشده ای هستند
که بوی نانو تکنولوژی را
از تحت کنترل ِ عطرهای فرانسوی
عبور می دهد
به دماغ شما می رسند که به اند...
اومدی ترانه بازی ؟
-
*مشتی الاغ شعر نفهم این وبلاگ را فیلتر کردند . خاک توی سرتون . *
**
این وبلاگ به www.gatari.blogfa.com منتقل شد
*......................................
اومدی ترانه بازی ؟
-
*مشتی الاغ شعر نفهم این وبلاگ را فیلتر کردند . خاک توی سرتون . *
**
این وبلاگ به www.gatari.blogfa.com منتقل شد
*......................................
شوخی
-
به زکیه شریعتی فر
*"قالو یا مریم لقد جئت شیئا فریا... گفتن اوهوی مریم عجب غلطی کردی!"
قرآن. سوره مریم*
*شوخی از پائین تنه ی تو آغاز شد*
*حالا که زبان...
آگهی ...
-
دیگرنگران بی سوادی بصری خود نباشــــــــــید
ما همه جوره پایه ی سوتی های عظیم شما هستیم
****
مژده به روزنامه نگاران علاقمند به پروژه های سینما...
در بعدی
-
دوست عزیز
از این پس من را در صفحه ای تازه بخوانید
در صفحه ای تازه شما را به خواندن صفحه ی اول همشهری دعوت می کنم
با احترام
سروش
*http://chocomate.bl...
هم ميهن!هم ميهن توقيف شد
-
مدتی قبل بود که علاقه مندان به مطالعه را به خواندن *هم میهن* دعوت
کردم.روزنامه ایی که هر مقاله اش ارزش خواندن داشت.نویسنده هایش درست و حسابی
بودند.صفحه ه...
متنم با ژاژه ها
-
*این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
مولانا *
*امکان درج فلش انیمیشن (.swf)** نبود. ناچار آن را به گیف انیمشن تبدیل کردم.
پس ظرافت های فلش و پویایی ن...
-
اولی ترین کتابی که لا ی اش را باز
می بینم که داری از تمام کلمه ها پرواز
و مستهجن
ته استکان را به عشق مردار می زند
یک دست در میان انگشتری زنهارم در میان
...
-
*مردي از جنس افرا*
**
مانی محمدی
خوابش ميومد ، دچار وسواس عجيبي شده بود ، صداي گرامافون و تا بوق سگ بلند نگه
مي داشت ترس يه دختر يا زنِ ديگه ، هميشه او...
-
دیروز گوشم را به خبری دادم و خبرم را بردم به دو سال پیش. عذاب شیرین چند ماهه
ای که هر چه بود ، بود!
این بودن را دوست می داشتم و نمی داشتم. اصلن لج کرده ام. ...
الاغ و بره هاش
-
در خبرها آمده بود که يک الاغ از فرط گرسنه گي دو تا بره را زنده زنده خورده و
مدتي بعد خودش هم جان به جان آفرين تسليم کرده… دردناک ترين جاي اين قضيه نه
مرگ ...
آدم گاهی بايد جايش عوض شود
-
*در زندگی چیزهايی است که مثل چیز در انزوا آدم آهسته میخورد. این چيزها را
نمیشود به کسی اظهار کرد چون عمومن عادت دارند که اين چيزهای باور نکردنی را
جزو ...