۱۳۹۰ اسفند ۲, سه‌شنبه

ظهر یک روز گرم زمستانی

حضرت حافظ تفعلی به خویش زد

و نا‌امیدانه سر تکان داد

ماهی توی سینک

برای آب لوله، له له می‌زند

در جیر جیر می‌کند

صندلی جیر جیر می‌کند

جیرجیرک جیر جیر می‌کند

«ختم کن حافظ»

این را گفت حضرت حافظ

و سرش را محکم به دیوار کوبید

 

۱۳۹۰ دی ۱۳, سه‌شنبه

واحد پشت شرقی

نجات دهنده پشت در گیر کرده بود

تقلا کردیم

ماهی توی سینک داشت جان می‌داد

کلمه‌ها از توی جمله‌ها فرار می‌کردند

و حروف از کلمه‌ها

سایه‌ها از دیوار

خون از رگ‌ها

نجات دهنده در را شکست

ماهی را به آب انداخت

و با آرامش گلوی ما را فشار داد

فشار داد

ف

ش

ا

ر

د

.

.

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

طوبیا

قابله شکم را شکافت

همراه کودک گریست

کودک از پی سگ روانه گشت 1

و مسیح

تمام مسیر

سنگ‌باران شد .

کودک گریست

قابله روح را شکافت

و مسیح

از پی سگ

روانه گشت .

1 .  رفیق اعلی / کریستین بوبن / ترجمه‌ی پیروز سیار