نه آیهای
نه پیامبری
و نه خدایی .
زمین لم یزرع
آسمان خشک
و قربانی منتظر .
ارواح طیبه
درون اتوبوسهای فشرده
شر شر عرق میریختند
تا تک تک خاکریزها را
تا تهرانپارس پیشروی کنند .
***
آن روز چنارهای ولیعصر
میوههای سمی خواهد داد
و ما تا مینهای ضد نفر دروازه دولت
میدویم
آه ! مینهای ضد نفر
ما را درست شمردهاند یا شما را ؟
خاک ریختند
خاک ریختند
خاک ریختند
خاک ریختند
خاک ریختند
تمام شد
حالا در گورهامان
آرام خوابیدهایم
شعر تمام شد .
[ صدای نفس ]