۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

آسفالت

ما بال‌هایمان را روی آسفالت نقاشی کرده‌ایم

به آن فرشته‌ی حرامزاده بگو

برود روی خاک دیگری سجده کند

این‌جا دیگر خاک ، تربت مقدس انسان نیست

مرگ طعم خون‌آب گرفته

و

درد

فقط

آه

        آه

                 آه .

۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه

واحد شمارش ترکش

blood

برای دوستی که روزها از نیامدنش گذشته

هنگ آتش ، آتش گرفته است

وقتی که نامه‌ها ، تمام نامه‌ها

به خط مقدم برگشت می‌خورد

شاید که شهر

وطن

خاک

همه آتش گرفته‌اند

اوضاع وخیم‌تر است

جایی برای عقب‌گرد نمانده

تا چشم کار می‌کند ، جسد

این روز‌ها

واحد شمارش ترکش نفر شده است .