۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

بیگ بنگ مدام

کسی که گریخت

کسی که از بقای شوم لحظه‌ها

و بقایای واژه‌های مضحک

در عصر مدرن

گریخت

اسیر سیاه‌چاله‌های ساکت آفرینش مایوس است

مدام .

۱۳۹۰ خرداد ۳, سه‌شنبه

روزی روزگاری جلجتا

یهودا داشت مرغ پاک می‌کرد

و در جلجتای درون

دیوار‌های اتاق

مومنانه

مرا سنگ می‌زدند .

۱۳۹۰ اردیبهشت ۵, دوشنبه

تقلای خونی که می‌ریخت

سوت کتری

مسافرانی که از پله‌ها بالا می‌رفتند

کلافه کرده بود

سایه‌ام در سینک تقلا می‌کرد

باید دست‌هایم را بشورم

و خرده شیشه‌های خونی را

سر به نیست کنم

           ***

ما فرزندان ـ پنجره‌های بسته بودیم

که باد ، پشت‌شان می‌وزید .